تبليغاتX
. - یک سال گذشت

.

یک سال گذشت

یکم تیرماه خودم را به معاونت وظیفه عمومی نیروی انتظام در اهواز معرفی کردم. قبلش البته از نیروی مقاومت بسیج پذیرش گرفته بودم برای خدمت سربازی. قرار شد روز بعد خودمان را در منطقه مقاومت معرفی کنیم تا برای دوره آموزشی اعزام شویم به یزد. استوار وظیفه ای که لیست اسامی پذرفته شدگان را همراه خودش داشت، این را گفت و من سریعا بدون اینکه کارم طول بکشد، برگشتم خانه.

در انتظار فردا، خیلی سخت است. رفتن و دوری به مدت 2 ماه از خانواده و پسرم که تازه 5 ماهه شده است. چطور باید تحمل کنم؟ تازه به جایی باید بروم که نمی دانم شرایطش چگونه است؟ چه رفتاری با من خواهند داشت؟ و من در مقابل چه خواهم کرد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:42  توسط عباس علیزاده  |